سابقه‌ی بحث‌های جدّی پیرامون ضرورت انجام اصلاحات ساختاری در نظام اقتصادی کشور، به زمان پایان جنگ تحمیلی و آغاز دوره‌ی بازسازی بر می‌گردد. در این برهه‌ی زمانی، اقتصاد ایران به علّت جهت‌گیری‌ها و سیاست‌‌های نادرست اقتصادی دولت در دوره‌ي جنگ، یکی از بحرانی‌ترین شرایط خود را در نیم‌قرن اخیر تجربه‌ می‌کرد.

هرچند که دولت‌مردان وقت، وجود «شرایط جنگی» را توجیهی برای سوق‌دادن اقتصاد ایران به دام اقتصاد دولتی و به ورشکستگی رساندن آن در پایان دوره‌ی مسؤولیت خود می‌دانند، با این وجود، به نظر می‌رسد که تصمیمات آنان ناشی از عدم درک اهمّیت بازار و کارکرد آن در تخصی بهینه‌ی منابع بوده است. شاهد این مدّعا، تکرار بسیاری از مواضع آن روز در شرایط امروز و ارائه‌ی تحلیل‌هایی از اقتصاد است که حتّی یک دانشجوی سال اول اقتصاد هم به سستی و بی‌پایگی آن‌ها واقف است. بنابراین، باید بپذیریم که علّت اتخاذ آن سیاست‌ها، «ناآکاهی» بوده است، نه اقتضائات «شرایط جنگی».